چرا امام حسین علیه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
طبق روایات شیعه ، دعای حضرت نه تنها در مورد باران باریدن مستجاب می گردید ؛ بلکه اگر حضرت برای پیروزی ونصرت خویش نیز دعا می کردند ، قطعا مستجاب می شد ؛ اما :
۱ - حضرت می خواست در کربلا برای همه مسلمانان ، تسلیم در برابر حق را به نمایش گذارد و درس عملی تسلیم را تا ابد به مردم بیاموزد .
۲ – بنای حضرت بر این بود که در ماجرای عاشورا اسباب غیر عادی را به کار نگرفته تا این خود نیز درس دیگری برای مسلمانان شود تا وظیفه آنانی را که قادر به استفاده از اسباب غیر عادی نیستند ، در برابر ظلم وستم مشخص کند .
۳- حضرت طبق روایات ، حضرت در ماجرای عاشورا ، در خواست فرشتگان و جنیان را برای یاری رد نموده و تمام آن ها را به مشیت الهی واگذار کردند . این خود سبب نهایت مظلومیت برای حضرت شده و به همین جهت خبر شهادت آن حضرت در آن زمان که وسائل اخباری محدود بود ، به سرعت پخش گردید .
منبع:http://seyed-a.blogfa.com/cat-24.aspx
روضه حضرت قاسم(ع)
آن روز که سراسیمه به تهران آمد 13 ساله بود. نوجوان کم سن و سال اردبیلی. به پدر و مادرش گفته بود کار مهمی پیش آمده که باید به تهران برود، اما نگفته بود چه کاری؟ وقتی با اصرار از پدر و مادر اجازه گرفت، بی درنگ راهی تهران شد. شنیده بود که باید به خیابان پاستور برود و رفت. هر طور بود وارد ساختمان ریاست جمهوری شد. می گفت باید حتماً رئیس جمهور را ببیند. کار آسانی نبود. با پادرمیانی این و آن بیرون ساختمان ریاست جمهوری منتظر ماند. آن روزها، آقا رئیس جمهور بود، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای... وقتی آقا برای رفتن به مراسمی از ساختمان بیرون آمد، مرحمت بالازاده، خودش را به او رساند، تلاش محافظان نتیجه ای نداشت، چون آقا به اشاره اجازه داده بود. مرحمت 13 ساله، با لهجه شیرین آذری و شاید هم به زبان آذری گفت؛ آقا! یک خواهش داشتم، آقا با مهربانی حالش را پرسید و نامش را و بعد؛ خب! چه خواهشی پسرم؟ مرحمت که هیجان زده بود، آب دهانش را قورت داد، نفس عمیقی کشید و گفت؛ آقا! خواهش می کنم به آقایان روحانی و مداحان دستور بدهید که دیگر روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند! آقا- شاید با تعجب- پرسید؛ چرا فرزندم؟ و مرحمت که حالا دیگر بغضش ترکیده بود و هق هق گریه امانش نمی داد، با کلماتی بریده بریده گفت؛ آقا! حضرت قاسم(ع) هم مثل من 13 ساله بود که امام حسین(ع) به او اجازه میدان داد، ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمی دهد به جبهه بروم. می گوید 13 ساله ها را نمی فرستیم....
چهل گوهر از صدف زینت عبادت کنندگان(ع)
قالَ الاِْمامُ السَّجّادُ(علیه السلام) :
1- مقام رضا
«الرِّضا بِمَکْرُوهِ الْقَضاءِ أَرْفَعُ دَرَجاتِ الْیَقینِ.»:
خشنودى از پیشامدهاى ناخوشایند، بلندترین درجه یقین است.
2- کرامت نفس
«مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَیْهِ الدُّنْیا.»:
هر که کرامت و بزرگوارى نفس داشته باشد، دنیا را پَست انگارد.
3- دنیا مایه ارزش نیست
«أَعْظَمُ النّاسِ خَطَرًا مَنْ لَمْ یَرَ الدُّنْیا خَطَرًا لِنَفْسِهِ.»:
پرارزش ترین مردم کسى است که دنیا را مایه ارزش خود نداند.
4- پرهیز از دروغ
«إِتَّقُوا الْکِذْبَ الصَّغیرَ مِنْهُ وَ الْکَبیرَ فى کُلِّ جِدٍّ وَ هَزْل فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذا کَذَبَ فى الصَّغیرِ إِجْتَرَءَ عَلَى الْکَبیرِ.»:
از دروغ کوچک و بزرگ در هر جدّى و شوخیى بپرهیزید، زیرا چون کسى دروغ کوچک گفت بر دروغ بزرگ نیز جرأت پیدا مى کند.
سلام
به بهانه ورود وعرض خیرمقدم به دوستان:
لعن وسلامی که در میان امت اسلام رایج است، ریشه در کتاب الهی دارد. پروردگار عالم عالیترین تحیّات را بر هدایت گران جوامع و بندگان صالح خود فرو می فرستد: (سلام علی ابراهیم) (سلام علی نوح فی العالمین) ( سلام علی ال یاسین) و ... آنگاه که نوبت به خاتم رسولان و فخر عالمیان، حضرت محمد بن عبدالله صلّ الله علیه و آله و سلّم می رسد، نه تنها خودش بر او صلوات میفرستد، بلکه مؤمنان را موظف کرده که به پیروی از خدا و فرشتگان، به آن حضرت سلام و صلوات بفرستند و بدین گونه یادش را گرامی و نامش را بزرگ دارند و ارادت خویش را به آستان وی ابلاغ کنند: (انّ الله و ملائکته یصلّون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما).
این دستور اختصاص به مؤمنان عصر نزول وحی ندارد، بلکه عام است و مؤمنان عصرهای بعدی تا قیام قیامت را شامل می شود. بدین ترتیب سلام به رسول اکرم اختصاص به زمان حیات آن حضرت ندارد و بعد از رحلت او نیز میتوان به او سلام داد. چنان که قرآن کریم پس از رحلت انبیای بزرگ الهی به آنان سلام داده است و درباره یحیی (علی نبینا و آله و علیه السلام) شهید فرمود: سلام بر او روزی که می میرد (وسلام علیه ... و یوم یموت ...). نیز از زبان حضرت عیسی نقل کرده که این گونه به خود سلام داده است: (والسلام علیّ یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیّاً).
از پیامبر اکرم صلّ الله علیه و آله و سلّم رسیده است: کسی که از دور به من سلام دهد، به من ابلاغ می شود و هر کس که نزد قبرم به من سلام دهد، می شنوم؛ ( من سلّم علّی فی شیءٍ من الارض ابلغته و من سلم علّی عند القبر سمعته).
و در روایت دیگری تصحیح شده که این سلام به وسیله فرشتگان به آن حضرت ابلاغ می شود: ( انّ لله ملائکه سیاحین فی الارض یبلغونی عن امتی السلام ).
این سلام ها اختصاص به صالحانی مانند ابراهیم، نوح و ... که در قرآن کریم از آنان نام برده شد ندارد، بلکه عام است و هر کسی که در مسیر هدایت الهی باشد، مشمول آن است: (والسلام علی من اتبع الهدی). بنابراین سلامی که در قالب زیارت پیامبران بر پیشوایان نور و امامان هدایت میفرستیم، چیزی جز پیروی از سنت قرآن کریم نیست، زیرا اصل سلام بر صالحان را تجویز کرده و سلام بر مردگان را نیز جایز دانسته است.

